مراد على شمس
427
با علامه در الميزان ( فارسى )
اظهار ديانت كند تا آنان به وى اعتماد كنند و آنگاه كلاه سرشان بگذارد . « 1 » س 405 - آيا اين صحيح است كه برخى گفتهاند : « درست است كه سلوك بر طبق منطق سلوكى عقلى است ، ليكن بسا مىشود كه سلوك عقلى آدمى را به نتيجهاى مىرساند كه خلاف صريح كتاب و سنّت است ، همچنانكه مىبينيم آراى بسيارى از فيلسوفنماها به چنين نتائجى منتهى شده است » ؟ ج - اين گفتار نيز از قياس اقترانى تشكيل شده ، چيزىكه هست در آن مغالطه شده است توضيح اينكه آن چيز كه كار را به اين مخالفت كشانده مسلما صورت و شكل قياس و يا مقدمات بديهى آن نبوده است بلكه مادهء فاسد و دور از بداهتى داخل مواد و مقدمات صحيحه شده كار را به اينجا كشانده است . « 2 » س 406 - اگر علمى را مثلا همچون منطق و غيره ، كافرى يا ملحدى تدوين و يا كشف كرده باشد آيا افراد مؤمن و متّقى در استفاده از آن بايد خوددارى نمايند ؟ ج - حقّ ، حقّ است هرجا كه مىخواهد باشد و از هركسى كه مىخواهد سر بزند ، صرف اينكه علم منطق را فلان كافر يا ملحد تدوين كرده باعث نمىشود كه ما آن علم را دور بيندازيم ، ايمان ، كفر ، تقوا و فسق تدوينكنندهء يك علم نبايد ما را وادار كند - با تشخيص اينكه آنچه گفته حق است صرفا به خاطر دشمنىاى كه با او داريم - علم او را دور انداخته از حق اعراض كنيم ، و
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 5 ص 419 و 420 . [ با تصرف ] ( 2 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 10 ، ص 89 . [ با تصرف ]